3 My Life in Tehran

Pre-Reading
Please listen to and read the following vocabulary.
| English | فارسی |
|---|---|
| tired | خسته |
| busy | شلوغ |
| presentation | ارائه |
| to be stressed | استرس داشتن |
| professor | استاد |
| library | کتابخانه |
| project | پروژه |
| sandwich | ساندویچ |
| hungry | گرسنه |
| to send a message | پیام دادن |
| to rest | استراحت کردن |
| to be busy | شُلوغ بودن/سرگرم بودن |
| I understand you. | درکت میکنم |
| to start | شروع کردن |
| home-cooked food | غذای خانگی |
| takeout/fast food | غذای بیرون |
| planning | برنامهریزی |
| cooking | پخت و پز |
| watching TV | تلویزیون تماشا کردن |
| article | مقاله |
| walking | پیادهروی |
| exercise | ورزش |
| daily schedule | برنامه روزانه |
| late at night | دیر وقت |
| early morning | صبح زود |
| to pay attention | توجه کردن |
| suggestion | پیشنهاد |
| to get result | نتیجه گرفتن |
Reading
Here, Arvin and Mina are conversing about their day:
| Speaker | Dialogue |
|---|---|
| آروین | سلام مینا! امروز چطوری؟ به نظر خسته میآیی. |
| مینا | سلام آروین! راستش امروز خیلی روز شلوغی داشتم. از صبح زود تا الان سرم خیلی شُلوغ بود. |
| آروین | واقعاً؟ چی کار میکردی؟ |
| مینا | صبح زود بیدار شدم و بعد از صبحانه به دانشگاه رفتم. امروز ارائه داشتم وخیلی برایش آماده شده بودم. |
| آروین | وای، ارائه ات چطور پیش رفت؟ استرس داشتی؟ |
| مینا | بله، اولش خیلی استرس داشتم، اما وقتی شروع کردم، کمکم بِهتَر شدم. استاد هم از ارائهام راضی بود. |
| آروین | چه عالی! بعد از دانشگاه چی کار کردی؟ |
| مینا | بعد از کلاس، با یکی از دوستانم به مرکز خرید رفتیم تا کمی خرید کنیم و چند ساعتی آنجا بودیم. |
| آروین | چه خوب! آیا وقت کردی ناهار بخوری؟ |
| مینا | بله، بین کلاسها یک ساندویچ خوردم. برای همین وقتی به خانه رسیدم، حسابی گرسنه بودم. مامانم قورمهسبزی درست کرده بود. |
| آروین | خوش به حالت! من خیلی غذای خانگی دوست دارم اما این روزها بیشتر غذای بیرون میخورم. |
| مینا | غذاهای بیرون خوبه ولی هیچچیز جای غذای خانگی را نمیگیرد. بعد از کار وقت نمیکنی غذا درست کنی؟ |
| آروین | راستش نه، معمولاً تا دیر وقت کار میکنم و وقتی به خانه میرسم خیلی خَسته هَستَم. |
| مینا | کاملاً می فَهمم. ولی شاید بهتره کمی برنامهریزی کنی تا وقت برای پختوپز هم داشته باشی. |
| آروین | درسته! باید بیشتر به برنامه روزانهام توجه کنم. خوب, بعد از شام چه کار کردی؟ |
| مینا | کمی تلویزیون تماشا کردم، بعد یک مقاله خواندم. الان هم می خواهَم کمی پیادهروی کنم. |
| آروین | چه خوب! من هم باید بیشتر ورزش کنم. شاید از فردا صبح زود پیادهروی را شروع کنم. |
| مینا | عالیه! اگر دوست داشتی، میتوانیم با هم برویم. |
| آروین | حتماً! فردا صبح بِهِت پیام میدهم. |
| مینا | ممنون. شب بخیر. |
| آروین | شب بخیر. |
Post-Reading
Exercise 1: Drag the Words
Exercise 2: Drag the Responses
!سِپاس